در حیرتم ز چرخ که آن مرد شیر گیر
با دست روبهان دغل شد چرا اسیر
آن شاهباز عزٌ و شرف از چه از سریر
با های و هوی لاشخوران آمدی به زیر
این آتشی که در دل این مُلک شعله زد
با نیروی جوان بُد و با فکر بکر پیر
با عزم همچو آهن آن مرد سال بود
با جوی های خون شهیدان سی تیر
با مشت رنجبر بُد و فریاد کارگر
با ناله های مردم زحمتکش و فقیر
با خشم ملتی که به چنگال دشمنان
بودند با زبونی یک قرن و نیم اسیر
با آن که خفته است به یک خانه از حلب
با آن که ساخته است یکی لانه از حصیر
با مردمی که آمده از زندگی به تنگ
با ملتی که گشته است از روزگار سیر
افسوس شیخ و نظامی و مست و دزد
چاقو کشان حرفه ای و مفتی اجیر ....
« دکتر علی شریعتی »
(دفتر های سبز ، ص ۲۶۳ )
استاد شهید مطهری :
دکتر شریعتی در نویسندگی نمره اش بیست ، در سخنرانی ده و در اسلام شناسی صفر است ...
(این حرفم را توهین تلقی نکنید ، انتقاد است و حقیقت ) .
لطفاً برای شناخت معارف عالیه ی اسلام به متخصصین این مکتب رجوع کنید.
سلام
پاسخ شما را به عهده دوستان می گذارم
سلام اقا رسول.چرا دیر به دیر مطالبه وبلاگو عوض میکنی.این قطعه شعرهم تقدیم به همه هوادارای دکتر شریعتی:چه کسی میخواهد منو تو ما نشویم خانه اش ویران باد
سلام ممنون ازوبلاگ خشگلتون فقط من دلم گرفت کاش دکتر زنده بودن فکر میکنم خیلی به ایشون احتیاج داریم
عالی بوووووووووووووود
سلام خیلی عالیه وبلاگتون
ممنوووووووووووووووون
این انسانهای متفاوت هستند که همیشه بالاترند
تفاوت ما دران باشد که با سکوتمان فریادی فراتر سردهیم
<سکوت فورانی است ازانچه را که تا به حال بر زبان نیاورده ایم>
سلام واقعا زیبا بود ولذت بردم خواهش میکنم از سخنان کوتاه دکتر بیشتر بنویسید.